تبليغاتX
آبی بيكران - شتاب ثانیه ها را نمی بینی
... ساعت‌ها را بگو بخوابند ...
 شتاب ثانیه ها را نمی بینی

زبانم را نمی فهمی

تو خطم را نمی خوانی

چنان بیگانه ای حتی

که نامم را نمی دانی

تو آنقدر گیج و گنگی

در پلیدی های این غربت

که بیداری و قلب عاشق ما را نمی بینی

دل تو رفته در خواب و

خیالت مست این رویا

سراسیمه رهایی در پی ِ

پس کوچه های سرد این دنیا

نگاه خسته ی ما را نمی بینی

شتاب ثانیه ها را نمی بینی

امید و آرزوهای ز هم بگسسته ی فردای دنیا را نمی بینی

من از بیگانگی های عجیب و پوچ این ملت ندارم انتظاری

از این ماتم که همچون من تو هم

غربت نشینی و زبانم را نمی فهمی

چنان بیگانه ای حتی

که نامم را نمی دانی...

«ترانه ای از ابی»

 

|+| نوشته شده توسط رامین در دوشنبه 29 مهر1387  |
 
 
بالا